السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
251
تفسير الميزان ( فارسي )
معنايش اين است كه خدا امور خفيه و بواطن امور آسمانها و زمين را مىداند ، تا بدين وسيله اعلام كند كه اين كتابى كه او نازل كرد مشتمل بر اسرارى است كه از عقول بشر پنهان است ، و در اين بيان تعريض و تهديدى است به اينكه در مقابل جنايتهايشان كه يكى نسبت افتراء و خرافات به قرآن دادن است ، مجازات دارند . و اينكه فرمود : * ( « إِنَّه كانَ غَفُوراً رَحِيماً » ) * تعليل اين معنا است كه چرا فورا عقوبتشان نمىكند ، و در مقابل جنايت و تكذيب حق و جرأت بر خداى سبحان هنوز مهلتشان مىدهد ؟ مىفرمايد : چون خدا آمرزنده و رحيم است . و معناى آيه اين است كه بگو قرآن آن طور كه شما مىگوييد افك مفترى نيست ، و از اساطير اولين هم نيست ، بلكه كتابى است نازل شده از ناحيه خداى سبحان ، كه آن را متضمن اسرارى نهانى كرده ، كه عقول شما به كنه آن پى نمىبرد ، و نوع درك شما به اوج رفيع آن نمىرسد ، و به همين جهت اينكه مىگوييد افك است و اساطير ، و چنين جسورانه آن را تكذيب مىكنيد ، جنايت عظيمى مرتكب مىشويد ، كه به خاطر آن مستحق عقوبت مىشويد ، چيزى كه هست فعلا خدا مهلتتان داده و عقوبتتان را تاخير انداخته ، چون او داراى صفت مغفرت و رحمت است ، و همين خود اقتضاء مىكند كه عقوبت بدكاران را تاخير بيندازد ، اين خلاصه معنايى است كه مفسرين درباره آيه كردهاند . ولى متاسفانه سياق ، مساعد با اين معنا نيست ، چون حاصل اين معنايى كه كردند اين شد كه آيه شريفه رد ادعاى مشركين بر افك و مفترى بودن و از اساطير بودن قرآن است ، به اين بيان كه نه ، قرآن نازل از ناحيه خدا ، و مشتمل بر اسرارى نهانى است ، كه كفار نمىتوانند بر آن واقف شوند ، و اين در حقيقت رد ادعاى خصم است به يك ادعاى ديگر ، كه يا مثل آن است و يا نامفهومتر از آن . علاوه بر اين تعليل به جمله * ( « إِنَّه كانَ غَفُوراً رَحِيماً » ) * در جايى به كار مىرود كه بخواهند علت برداشتن اصل عذاب را بيان كنند نه تاخير آن را ، و مناسب براى تعليل تاخير اسماء ديگر خدا از قبيل حليم ، و عليم است نه غفور و رحيم . پس موافقتر به مقام مباحثه و مخاصمه و دفاع ، به وسيله روشن كردن حق ، و تعليل به مغفرت و رحمت اين است كه جمله * ( « إِنَّه كانَ غَفُوراً رَحِيماً » ) * تعليل باشد براى اينكه چرا كتاب را نازل كرد ، اتفاقا قبلا هم تصريح فرموده بود كه « نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِه لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً » آن را نازل كرد تا براى همه عالميان نذير باشد ، و نذير بودن براى عالميان همان نبوت است ، و در چنين مقامى توصيف خود به اينكه سر آسمانها و زمين را مىداند ، براى اشاره به